اندر احوالات ما تو این 4 ماه
باران گلم
تو این 4 ماه که به زندگی ما اومدی.همه چی تغییر کرده.بهتره بگم قشنگتر شده.![]()
تو خیلی نی نی ناز و باهوشی هستی.تمام روز رو باید واسه تو وقت بزارم.فرصت هیچ کاری رو بهم نمیدی.همش میخوای تو بغلم باشی.ببخشید اگه دیر به دیر وبلاگت رو مینویسم.چون واقعا فرصت نمیکنم.![]()
تو این مدت شکر خدا شما هیچ مشکلی نداشتی و کاملا سالم بودی.الان 6 کیلو وزن و 60 سانت قد داری..بابا مجتبی میگه دختر من باید باربی باشه.قدبلند و خوشگل.![]()
واکسن 2 ماهگیت رو هم زدیم و شکر خدا زیاد اذیت نشدی.هر ماه هم برای کنترل ماهیانه پیش دکترت میریم و خانم دکتر هم از روند رشدت راضیه. ![]()
چیزی که بیشتر از همه خوشایند بابامجتبی ست اینه که در اوج گریه و نا آرامی هم که باشی, تا بقل بابامجتبی میری آروم میشی.![]()
تو این مدت طفلی مامان شهناز خیلی خسته شد ولی با این وجود اونم از نگه داری تو راضی و خوشحاله.از بس تو شیرین و ناز هستی که خستگی رو از تنش بیرون میکنی.
همه خانواده و فامیل دوستت داریم و از به دنیا اومدنت خوشحالیم و روزی هزار بار خدای مهربون رو شکر میکنیم و از خدا میخوایم که نگهدار تو فرشته کوجولو باشه. ![]()
خدایا شکرت...


اندر احوالات ما تو این 4 ماه 
